محمد مهريار

175

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

مىباشند : اولا صبغهء يك نحو معيشت كهن ، ثانيا نوع ساختمانهاى قديمى و ديگر خصوصيات نژادى مردم ( سختكوشى ) همه و همه دلالت بر قدمت محل مىكند ، ولى ما در اينجا دربارهء جامعه‌شناسى آن به اجمال قناعت مىكنيم و به واژه‌شناسى محل مىپردازيم كه عمدهء مقصود ماست . واژه‌شناسى : از واژهء اونج همين‌طور كه به گوش مىرسد تركيب آن هم در ذهن نقش مىبندد يعنى اونج به صورت « او + نج » و جزء دوم « نج » خود از دو جزء « ن + ج » تركيب شده است ، پس تقطيع صحيح كلمه مىشود « او + ن + ج » . اما جزء اول « او » همان واژهء كهن اوستايى « او » ( Ow ) است به معنى آب و جزء دوم « ن » حرف هموند است و جزء آخر « ج » صورت ديگرى است از « ز » و « زى » و « جى » و « چ » كه در امثلهء متعدد « آز » ، « اژيه » ، « واش » ، « وش » و غيره داشته‌ايم و بنابراين اونج يادآور محلى است كه قنات آن آبدار است و پرآب . ايچى IC ? i ديه ديگرى كه بايد در اين مقال از آن ياد كنيم ايچى يا ايجى است و آن را در شمار ديه‌هاى براآن جنوبى به‌حساب آورده‌اند . برحسب آمارگيرى سال 1345 جمعيت آن 416 نفر قلمداد شده است كه اينك به ناچار بيشتر است « 1 » محصولات آن گندم و جو و چغندر قند و هواى آن پس از ريشه كن شدن مالاريا سالم و خوب است . صنعت مهمى در ميان مردم رواج ندارد . شغل ساكنان آن عموما زراعت و كمى دامدارى است كه البته در اين مهارت و كاردانى هم ندارند . كوچه‌ها خاكى و خانه‌ها خشتى . آن هم نه به استحكام و اتقان و دلاويزى آن رودشت و اين خود نشان دهندهء عدم ذوق و سليقهء مردم ناحيت براآن است . كم‌كم دارد شهرگرايى در همهء روستا رخنه مىكند . در دور و بر آن اثر قديمى نيافتم . اگر از رجال نامور كهن كسى بدان منسوب باشد بر احوال او آگهى نداريم و ظاهرا دانشمند بزرگوار عضد الدين ايجى معروف به قاضى بزرگ منسوب به اين ديه نيست و منسوب است به ايج كه البته با ايجى از يك ريشه است و مولد و منشأ قاضى عضد در پارس است . همين‌جا بگوييم كه از اين ريشه و مشابه با اين كلمه چندين ايج داريم يكى در اصطهبانات و ديگرى

--> ( 1 ) - آمار اين روستا در سال 1365 به 948 نفر و در سال 1375 به 1200 نفر رسيده است .